یکی از شاخص های اصلی در روند تاریخنگاری محلی،اهمیت جغرافیا به موازات تاریخ است.کسانی مانند والتر بنیامین،دیوید هاروی،میشل فوکو،ادوارت سویاو مارشال برمن ضرورت بازبینی و سازماندهی مجدد ارتباط میان زمان(تاریخ)ومکان(جغرافیا)سخن گفته اند.در جریان این سازماندهی،جغرافیا می تواند در پیوند با تاریخ منزلت نویسی پیدا کند.حقیقت مطلب در این است که هر واقعه تاریخی در مکانی روی می دهدو بنابراین خواه ناخواه در عرصه تاریخ نویسی بحث جغرافیا نمی تواند نادیده انگاشته شود؛لیک این مطلب در تواریخ محلی که منطقه ای خاص را در بر می گیرد بیشتر نمود می کند.دراین مورد مولف در صدد است تا به شناسایی منطقه موقعیت جغرافیایی خود بپردازد.در کتب تواریخ محلی آنچه ححلقه وصل نویسندگان محلی قرار می گیرد،ذکر شهرها،روستاها و ویژگی های طبیعی و مناطقی است که برای دیگران شناخته شده نیست.تاریخ سیستان نمونه کاملی از توجه نوسنده به مقوله جغرافیا است.اماکن و روستاهای متروک و دوردست از چشم نویسنده دور نمانده است.همین ویژگی در کتاب التدوین فی احوال قزوین نیز دیده می شود.در سایر تواریخ محلی نیز فصلی درباره نقاط مختلف منطقه موردنظر وجود دارد.
ادامه مطلب
امروز وقتی نقد کتاب نفثه المصدور را تو کلاس ارائه کردم،متوجه نکات قابل توجه ای از سوی استاد ارجمند جناب آقای دکتر فرهانی شدم که لازم دونستم در قسمت حواشی کتاب آنهارو ذکر کنم.
در مبحث تاریخنگاری متونی را منابع تاریخنگاری می دانیم که دارای نگاه تاریخنگارانه هستند،لذا نمی توان کتاب نفثه المصدور را کتاب تاریخنگارانه دانست.زیرا کتاب به صورت نامه و منشات نوشته شده و عموما این قبیل آثار با نگاه تاریخنگارانه نوشته نشده اند و بیشتر جنبه ادبی آنها مطرح است.از این رو نفثه المصدور در ردیف منابع تاریخی قرار می گیرند نه منابع تاریخنگارانه.اگرچه می توان در محتوای کتاب جنبه های تاریخنگارانه آن را برشمرد،اما از لیست کتب تاریخنگارانه حذف می شود.نکته دیگر که باید به آن توجه کنم،تفاوت این کتاب با کتاب دیگر مولف به نام سیرت جلال الدین منکبرنی است که علی رغم عنوان فارسی آن به عربی نوشته شده است.کتاب دوم را بر خلاف کتاب اول می توان جز منابع تارایخنگارانه برشمرد.زیرا با دیدگاهی تاریخی به شرح مطالب پرداخته است.همچنین دارای ویژگی های تاریخنگارانه است.زیرا از لحاظ شکل دارای شکل و تنظیم خاصی است.ویژگی که در کتاب نفثه المصدور فاقد آنیم..
وقتی که صحبت از منابع مغول به میان می آید،توجه بیشتر به دو اثر معتبر آن دوره معطوف می گردد یکی تاریخ جهانگشای جوینی وآن یکی جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضل الله است.اگرچه تاریخنگاری دوران مغول شکوفایی خود را مدیون خلق آثاری از این دست می داند،لیک در کنار آن از وجود منابع دیگر غافل ماند.
نفثه المصدور اثر شهاب الدین خرندزی زیدری نسوی نیز از زمره همین منابع محسوب می گردد که می توان آن را از منابع مهم و موثق قرن هفتم تلقی نمود ؛مهم از آن جهت که زمان حیات مولف مصادف با آغاز لشکرکشی مغولان به قلمرو خوارزمشاهیان بوده و موثق از آن رو که شهاب الدین خود شاهد بسیاری از وقایع آن روزگار بوده است.تاریخنگاری نفثه المصدور با اوضاع و احوال نویسنده در هم تنیده است.نیاکان او در موضعی به نام زیدر سکنی داشتند. انتساب نام زیدری در ادامه نام نویسنده نیز بنا بر همین موضوع است.مولف خود در دربار همین ولاه مقام دیوانی داشته است.در سال ۶۲۱ از سوی نصره الدین حمزه بن محمد با هزار دینار به قصد رسالت روانه دربار غیاث الدین برادر سطان جلال الدین خوارزمشاهی روانه می شود.اما پس از شنیدن نبرد دو برادر و شکست غیاث الدین صلاح را بر آن دانسته تا به سپاه جلال الدین بپیوندد.این ماجرا نقطه عطف برای نگارش نفثه المصدور بوده است.در حقیقت نفثه المصدور حکایت ارادت و مودت مولف نسبت به مخدوم خود سلطان جلال الدین خوارزمشاه است.
ادامه مطلب
دکتر عبدا... جاسبی بیشتر به ریاست دانشگاه آزاد اسلامی شناخته می شودـ،در حالی که او از اعضای اولیه حزب جمهوری اسلامی بوده و در زمان دبیر کلی آیت ا..خامنه ای به عنوان جانشین دبیر کل در این حزب فعال بوده است.دورانی که برای او خاطره و دغدغه آفریده است؛دغدغه از آن جهت که برای حفظ دستاوردها،خاطرات واسناد حزب تلاشی پیگیر دارد و بر این اساس ،او تاکنون به تالیف و گردآوری چهار جلد کتاب تحت عنوان "تشکل فراگیر ،مروری بر یک دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی"همت گماشته است.....
ادامه مطلب
